آموزش مدیریت زمان و برنامه ریزی

  • به چه روشی برنامه ریزی انجام دهیم؟

    اشاره:

    شما برای هدف های متفاوت خود نیاز به لیست های مختلف دارید. اول از همه به یک لیست اصلی نیاز دارید که در آن همه کارهایی را که فکر می کنید
    شما برای هدف های متفاوت خود نیاز به لیست های مختلف دارید. اول از همه به یک لیست اصلی نیاز دارید که در آن همه کارهایی را که فکر می کنید می خواهید در آینده دور یا نزدیک انجام دهید یاداشت کنید. این لیست برای آن است که هر ایده جدیدی که به ذهن تان می رسد و هر مسئو لیت تازه ای را که پیدا می کنید در آن وارد کنید. بعدا می توانید مواردی را در آن وارد کرده اید مرتب و منظم کنید.دوم، به یک لیست ماهیانه نیاز دارید که آن را در پایان هر ماه برای ماه آینده تهیه و تنظیم می کنید در این لیست بعضی از موارد را که در لیست درج کرده اید وارد می کنید.سوم، باید یک لیست هفتگی داشته باشید که در آن تمام هفته را از قبل برنامه ریزی کنید این لیست  همانطور که در طول هفته مشغول انجان امور جاری هستید تکمیل می شود.این شیوه برنامه ریزی زمان بندی شده و نظام مند می تواند برای شما بسیار سودمند باشد. بسیاری از مردم به من می گویند این عادت که حدوددو ساعت از وقت شان را در پایان هفته صرف برنامه ریزی هفته آینده می کنند بهروری آنها را به طور چشمگیری افزایش داده و زندگی آنها را کاملا دگرگون کرده است این راهکار مسلما در موردشما نیز نتیکه بخش خواخد بود.دست آخر باید کارها و وظایف روزانه را مشخص نموده و آنها را از لیست های ماهیانه و هفتگی به لیست روزانه خود منتقل کنید.این موارد فعالیت های معینی هستند که باید روز بعد به آنها بپردازد.در طول روز همانطور که پیش می روید در لیست روزانه کنار فعالیت هایی که به اتمام می رسانید تیک بزنید( ) این کار به پیشرفت کارتان عینیت می دهد و در شما احساس موفقیت و حرکت به سوی جلو ایجاد می کند. وقتی می بینید که دارید مطابق لیست تان پیش می روید، انگیزه و انرژی بیشتری پیدا می کنید. این کار اعتماد به نفس و عزت نفس شما را افزایش می دهد. پیشرفت مداوم ومشهود شما را بیشتر به حرکت وا می دارد و کمک می کند تا برتنبلی غلبه کنید.برگرفته از کتاب هدف – برایان تریسی

    کارکرد اتوماتیک هدف گذاری

    اشاره:

    راجع به این موضوع فکر کنید.یک کبوتر را در قفسی قرار داده و قفس را با پتو بپوشانید.آن را در جعبه ای گذاشته ودر یک کامیون قرار دهید .هزاران مایل به هرسمتی که می خواهید حرکت
    کارکرد اتوماتیک هدف گذاریراجع به این موضوع فکر کنید.یک کبوتر را در قفسی قرار داده و قفس را با پتو بپوشانید.آن را در جعبه ای گذاشته ودر یک کامیون قرار دهید .هزاران مایل به هرسمتی که می خواهید حرکت کنید.سپس جعبه را از کامیون خارج کنیدو کبوتر را از قفس بیرون بیاورید.کبوتر به آسمان پرواز کرده وسه دور می چرخدو سپس به سمت لانه خود حرکت می کند. هیچ پدیده دیگری در خلقت دراری چنین قدرت جهت یابی نیست به جز انسان.شما همانند کبوتر،چنین قدرتی در دستیابی به هداف دارید.بعلاوه،انسان دارای یک قدرت فوق العاده دیگری هم هست . انسان وقتی به روشنی میداندچه می خواهد، دیگرحتی لازم نیست بداند که آن اهدف در کجا قرار گرفته و چگونه می توان به آن دست یافت.بی تردید ، انسان با یک تصمیم گیری آسان وتعیین آنچه که می خواهد، به سمت آن حرکت می کند.ودر یک وقت درست ودریک جای مناسب، انسان می تواند به اهدافش برسد.  بخاطر ویژگی های خارق العاده ذهن است که انسان همیشه به اهدافش می رسد. اگر اهدافتان این باشدکه شب به خانه رفته وتلویزیون تماشا کنید شما آن را بدست می اورید.اگر اهدافتان ایجادیک زندگی پر نشاط وخوشبختی وشادمانی باشد به آن خواهید رسید. سیستم دستیابی به اهداف در ذهن شما ، همانند کامپیوتر کاملا بی طرف است.بطور اتوماتیک کار می کندو آنچه را که می خواهیدبدون توجه به اینکه چه باشدبه شما میدهد.طبیعت ، کاری به اندازه هدف شما ندارد.اگر شما هدفهای کوچکی بگذارید،اتوماتیک به سمت رسیدن به آن حرکت می کنید.اگر هم اهداف بزرگ بگذاریدتوانمندی طبیعت شما را قادر می سازد که به اهدافتان دست یابید.اندازه ،کیفیت و جزییات اهدافی که می خواهید و به آنها فکر می کنید به طور کامل به خود شما بستگی دارد.

    مهارتی بنام مدیریت زمان


    محمد علیمحمدی

    اشاره:

    مدیریت زمان مهارتی است که می توان آنرا با تمرین و انضباط فرا گرفت. برای تسلط بر مدیریت زمان باید ابتدا با معنی انضباط
    مدیریت زمان مهارتی است که می توان آنرا با تمرین و انضباط فرا گرفت.برای تسلط بر مدیریت زمان باید ابتدا با معنی انضباط آشنا شویم.می دانید انضباط چیست؟ انضباط به مجموعه کارهایی اطلاق می شود که ما در طول روز و در ساعتی مشخص باید انجام دهیم.حال نکته مهم این است که آن کار و فعالیت هر چه می خواهد باشد چه ما خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید.موردی را با هم مرور می کنیم:مدتی است وزن شما بالا رفته است با مشاوره و تنظیم رژیم غذایی درصدد مهار آن بر می آییم برنامه ای برای خود طراحی می کنید تا با روزی یک ساعت ورزش چربی های اضافی را بسوزانید.روز اول ساعت ۵بعد از ظهر شروع به ورزش می کنید روز دوم ساعت ۵.۱۵دقیقه و روز سوم ساعت ۵.۲۵دقیقه.

    روز سوم دوستی از شما در خواست می کند تا او را در خرید بازار همراهی کنید و روز چهارم آیا شما ورزش خواهید کرد؟

    ولی اگر شما انضباط را برای خود معنی کرده باشید با اینکه ورزش کردن برای شما دشوار است و تا به حال چنین کار سنگینی را نکرده اید با این حال اگر از آسمان سنگ هم ببارد مطمئنا روزی یک ساعت ورزش را سروقت انجام خواهید داد.

    این را به خاطر داشته باشید هر کاری که انجام می دهید حتی خیلی کوچک یا به شما کمک می کند یا آسیب می رساند هیچ چیز خنثی نیست موفقیت در مدیریت زمان انجام دادن مجموعه ای از کارهای خیلی کوچک است که ستایش هیچ کس را بر نمی انگیزد.

    اگر شما روزی یک ساعت در حوزه شغلی خود مطالعه کنید شاید هیچ کس شما را تحسین نکند.حال خروجی این انضباط در آخر سال می شود ۳۶۵ساعت مطالعه که برآیند آن موفقیت شما در شغلتان و افزایش مهارت در حوزه کاریتان که ممکن است شما را در آن فعالیت به عنوان پیشکسوت و صاحب فن معرفی کند.

    در این صورت است که همگان از همکاران تا رقبا و مشتریان روی شما حساب ویژه ای باز می کنند و موفقیت  تان را تحسین می کنند.

     

     

    تاثیر قانون ۲۰-۴۰-۶۰ در موفقیت


    محمد علیمحمدی

    اشاره:

    یک قانون در دنیا وجود دارد بنام ۲۰-۴۰-۶۰ وقتی ۲۰ ساله هستید میترسید دیگران درباره شما چه فکری میکنند؟ وقتی ۴۰ ساله می شوید اصلا برایتان مهم نیست که دیگران چه فکری درباره شما می کنند؟

     

    تاثیر قانون ۲۰-۴۰-۶۰ در موفقیت

    یک قانون در دنیا وجود دارد بنام ۲۰-۴۰-۶۰

    وقتی ۲۰ ساله هستید میترسید دیگران درباره شما چه فکری میکنند؟

    وقتی ۴۰ ساله می شوید اصلا برایتان مهم نیست که دیگران چه فکری درباره شما می کنند؟

    وقتی ۶۰ ساله می شوید تازه می فهمید که اصلا هیچ کس درباره شما فکر نمی کند؟

    مطمئن باشید اگر فکر و باور دیگران درباره شما جهت موفقیت لازم بود هیچ کس به موفقیت نمیرسید. شما اگر هدف در زندگیتان داشته باشید باید تصمیمات خود را در راستای رسیدن به آن پایه ریزی کنید. به شما ربطی ندارد که دیگران درباره شما چه فکری میکنند. بر اساس این قانون(۲۰-۴۰-۶۰) اصلا کسی درباره شما فکر نمیکند. درگیر کردن خود که درباره اینکه مردم درباره موی شما یا لباس شما همچنین محل زندگی شما چه فکری میکنند هیچ نتیجه ای ندارد و مطمئن باشید زمان خود را هدر می دهید.

    هزینه جهت دکوراسیون منزل فقط برای اینکه جلوی دختر خاله آبروداری کنید یا تعویض گوشی خود برای درآوردن چشم همکلاسیتان و یا …

    همه موارد بالا جزء هزینه تراشی و تحمل فشارهای روانی به جهت اینکه فکر مردم را عوض کنید کاری عبث و بیهوده است. به جای اینکارها تمام زمان خود را مشغول کارهای بکنید که شما را به هدفتان می رساند.

    یعنی مدیریت زمان و برنامه ریزی خود را مطابق با اهداف خود پایه ریزی کنید تا به موفقیت برسید.

     

    مدیریت زمان با برنامه ریزی و اولویت بندی کارها

    اشاره:

    به طور منظم لیست کارها ،فعالیت ها و پروژها یتان را مرور کنید. مرتب از خودتان بپرسید:«کدام پروژه یا فعالیت است که اگر آن به بهترین نحو و با یک روش زمان بندی شده به انجام برسانم
    به طور منظم لیست کارها ،فعالیت ها و پروژها یتان را مرور کنید. مرتب از خودتان بپرسید:«کدام پروژه یا فعالیت است که اگر آن به بهترین نحو و با یک روش زمان بندی شده به انجام برسانم بیشترین تأثیر مثبت را بر زندگی من خواهد گذاشت؟»آنچه را که می تواند بیشترین کمک را به شما بکند هرچه که باشد، به عنوان هدف در نظر بگیرید، برای رسیدن به آن برنامه ریزی کنید و بلا فاصله براساس برنامه شروع به کار کنید.این جمله ارزشمندگوته را به خاطر بسپارید:«کافی است کار را شروع کنید. ذهن تان برای آن کارمدام فعال و فعال ترمی شود. آنگاه،همین طور ادامه دهید تا کار به انجام برسد.»روش الف ب پ ت ث را همیشه به کار بگیرید“نخستین اصل موفقیت تمرکز است. یعنی همه نیروهایتان را روی یک نقطه متمرکز کنید وبه چپ و راست منحرف نشوند. “ویلیام ماتیوسقبل از شروع کارها هر چقدر فکرتان را روی برنامه ریزی و اولویت بندی کارها بگذارید. وقتی کار راشروع کنید کارهای مهم بیشتری را انجام خواهید داد و سریع تر آنها را به پایان خواهید رساند. هر چقدر کاری برای شما مهم تر و با ارزش تر باشد،برای غلبه برتنبلی وشروع کار انگیزه بیشتری دارید.روش « الف ب پ ت ث » یک تکنیک قدرتمند برای اولیت بندی است که می توانید هر روز از آن استفاده کنید. این روش آنقدر ساده و مؤثر است که استفاده از آن به تنهایی  می تواند شما را به یکی از کارآمدترین و مؤثرترین افراد در حوزه کاری تان تبدیل کند.

    کارایی این تکنیک در سادگی آن به این صورت است: برای شروع کار باید لیستی از تمام کارهایی که باید در روز آینده انجام دهید تهیه کنید. همه آنها را روی کاغذ بنویسید.

    آنگاه قبل از آنکه شروع به کنید، کنارهر یک از مواردی که در لیست نوشته اید یکی از حروف الف ،ب،پ،ف یا ث را بنویسید.

    حرف « الف» را برای مشخص کردن کاری استفاده کنید که برایتان بسیار مهم است، کاری که باید حتما آن را انجام دهید و گرنه عواقب جدی خواهید داشت. موردی که حرف الف مشخص شده است است برای مثال می تواند ملاقات با یک مشتری خیلی مهم یا تمام کردن گزارشی باشد که رئیس تان برای جلسه هیأت مدیره که به زودی برگزار می شود به آن نیازدارد. این موارد مهم زندگی شما هستند.

     

    برای هر روز از قبل برنامه ریزی کنید

    اشاره:

    برای هر روز از قبل برنامه ریزی کنید برنامه ریزی، آوردن آینده به زمان حال است تا بتوانید همین حالا کاری برای آن انجام دهید. حتما این سؤال قدیمی را شنیده اید «یه فیل راچطور می خورد؟»
    برای هر روز از قبل برنامه ریزی کنیدبرنامه ریزی، آوردن آینده به زمان حال است تا بتوانید همین حالا کاری برای آن انجام دهید.حتما این سؤال قدیمی را شنیده اید «یه فیل راچطور می خورد؟»و جواب همین سؤال: «لقمه لقمه»شما چطور درشت ترین و زشت ترین قورباغه تان را می خورید؟ به همان صورت اول آن را به فعالیت های معینی که باید قدم به قدم انجام شوند تقسیم می کنید و بعد با اولین شان شروع می کنید.ذهن شما ، یعنی توانایی شما برای تفکر،برنامه ریزی وتصمیم گیری ، قدرتمندترین وسیله ای است که برای غلبه برتنبلی و افزایش بهره وری در اختیار دارید. توانایی شما در تعیین هدف ، برنامه ریزی و انجام کار،روند زندگی شما را شکوفا می کند و انرژی ذهنی وجسمی تان را افزایش می دهد.برعکس، همانطور که الکس مک کنزی میگوید:«وارد عمل شدن بدون برنامه ریزی علت همه شکست هاست»قابلیت شما در برنامه ریزی درست، قبل از شروع کار ، معیار توانایی کلی شماست.هر چقدر برنامه شما بهتر باشد، آسان تر می توانید برتنبلی غلبه کنید، کار راشروع کنید، قورباغه خود را قورت بدهیدو به پیشرفت ادامه دهید.

    یکی ازاساسی ترین هدف های شما در کار باید این باشد که در عوض نیروهای جسمی ، عاطفی و ذهنی که به کار می گیرد بیشترین بازده ممکن را بدست آورید.خبرخوبی که برایتان دارم این است که درمقابل هر دقیقه ای که صرف برنامه ریزی می کنید معادل ده دقیقه وقت درحین انجام کار صرفه جویی می کنید. برنامه ریزی کارهای روزانه بیشتر از ده تا داوزده دقیقه از وقت شما را نمی گیرد ولی با این کار سرمایه گذاری کوچک در زمینه وقت می توانید دست کم حدود دو ساعت (۱۰۰-۱۲۰دقیقه)از وقتی را در طول روز تلف می کنید یا به انجام کارهای طاقت فرسا می گذارنید صرفه جویی کنید.

    «برنامه ریزی قبلی مناسب مانع عملکرد ضعیف می شود»

    وقتی می فهمیدبرنامه ریزی تا چه حد می تواند در بالا بردن کارایی وعملکرد شما مفید باشد تعجب می کنید پس چرا تعداد بسیار کمی از مردم برای کارها یشان برنامه ریزی می کنند.ضمنا برنامه ریزی واقعا کار بسیار ساده ای است. تنها چیزی که برای این کار لازم دارید یک صفحه کاغذ و یک خودکار است. بنشینید وقبل از انجام کاری لیستی از کارها یی که باید انجام شود تهیه کنید.

    برگرفته از کتاب هدف – برایان تریسی

     

    زندگی با کلمات مثبت یا کلمات منفی؟

    اشاره:

    تاثیراستفاده مثبت ازکلمات درزندگی: کلمات،عقاید شکل گرفته وافکاربیان شده هستند. به عبارت ساده آنچه می گویی فکری است که بیان می شود.

     

    تاثیراستفاده مثبت ازکلمات درزندگی:

    کلمات،عقاید شکل گرفته وافکاربیان شده هستند. به عبارت ساده آنچه می گویی فکری است که بیان می شود. کلمه ها و اندیشه ها دارای امواجی نیرومند هستند که به زندگی و امورمان شکل میدهند.
    همه ما می توانیم استفاده از کلمه ها و اصطلاح های مثبت را در سطح جامعه گسترش داده و انرژی مثبت را بین همه پخش کنیم.
    امروزه ثابت شده که کلمات منفی نیروی منفی به سمت شخص می فرستد و اورا به سمت منفی و بیماری سوق می دهد! به طورمثال وقتی به ما می گویند ” خسته نباشی” دراصل خستگی را به یاد ما می آورند و ناخودآگاه احساس خستگی می کنیم. باخودتان امتحان کنید! امااگر به جای آن از یک عبارت انرژی زا استفاده شود نیروی مثبت و سازنده ای را به افراد هدیه می دهیم.
    به جای:
    پدرم درآمد                  بگوییم                خیلی راحت نبود

    خسته نباشید             بگوییم                خداقوت
    دستت درد نکنه          بگوییم                ممنون از محبتت
    دروغ نگو                     بگوییم                راست میگی؟ راستی؟
    گرفتارم                       بگوییم                درفرصت مناسب باشما خواهم بود
    خدا بد نده                    بگوییم                خدا سلامتی بده
    قابل نداره                    بگوییم                هدیه برای شما
    شکست خورده            بگوییم                باتجربه
    مگه مشکل داری؟       بگوییم                مگه مسئله ای داری؟
    فقیرهستم                   بگوییم                ثروت کمی دارم
    بد نیستم                      بگوییم                خوب هستم
    به درد من نمی خورد    بگوییم                 مناسب من نیست

    مشکل دارم                  بگوییم                 مسئله دارم
    جانم به لبم رسید          بگوییم                 چندان هم راحت نبود
    فراموش نکنی               بگوییم                 یادت باشه
    داد نزن                          بگوییم                 آرام باش
    مریض وغمگین نیستم    بگوییم                 من سالم و با نشاط هستم
    غم آخرت باشد               بگوییم                 شما را در شادی ها ببینم        ببخشید مزاحمتون شدم  بگوییم      از اینکه وقت دراختیار من گذاشتید متشکرم

    وقتی بعد ازمدتی همدیگررا می بینیم، به جای توجه کردن به نقاط ضعف همدیگر و نام بردن از آنها عبارات دیگری که نه تنها بیانگر نقاط ضعف طرف مقابل نیست بلکه نوعی اعتماد به نفس را به مخاطبمان القاء می کند را بکار میبریم البته می توان درباره ی موضوعات مشترک، با محوریت مثبت باهم صحبت کنیم.

    شماهم می توانید به این لیست مواردی رو اضافه کرده و برای دیگران بفرستید.

    منبع: دکترحورایی-حلت

    گردآورنده: ر . ع

    چگونه با مدیریت زمان بتوانیم فرآیند زندگی را کنترل کنیم؟


    محمد علیمحمدی

    اشاره:

    مدیریت زمان می توانید فرآیند زندگی خود را کنترل کنید. برای تسلط در مدیریت زمان لازم است چندین نکته را بدانید
    با مدیریت زمان می توانید فرآیند زندگی خود را کنترل کنید.

    برای تسلط در مدیریت زمان لازم است چندین نکته را بدانید و تمرین کنید.

    ۱-      مدام از خود بپرسید این کاری که باید انجام شود هم اکنون زمان انجام آن است آیا لازم است که انجام شود و آن را من باید انجام دهم یا کسی دیگر مسئولیت انجام آن را به عهده بگیرد.

    ۲-      خود را ملزم کنید که مهمترین کارها را انجام دهید.

    در نظر داشته باشید همگی ما در طول روز ۲۴ساعت زمان داریم نه بیشتر و نه کمتر.ولی نکته مهم اینجاست که اگر برنامه ریزی خوبی داشته باشیم برای کارهای مهم همیشه وقت داریم به شرط آن که فرق بین کار مهم و کار غیر مهم را بدانیم .

    ۳-      هنگام کار وقت تلف نکنید و با کیفیت عالی کارهایتان را انجام دهید

    زمانی را که در محل کار هستید سعی کنید بیشتر از بقیه کار کنید.فعالیتهای مهم را زودتر و بهتر انجام دهید فروشنده ای را در نظر بگیرید صبح یک ساعت روزنامه می خواند نیم ساعت با دوستان گفتگو می کند و تا ظهر با ۳مشتری تماس می گیرد تعداد تماس گرفته شده در طول ماه ۹۰تماس و ۱۰درصد آن اگر به موفقیت ختم شود او فقط توانسته ۹ فروش موفق انجام دهد.در واقع زمان بیشتری ندارد تا تماس هایش را بیشتر کند.

    حال فروشنده ای دیگر به محض رسیدن به محل کار بدون تلف کردن وقت شروع به تماس با مشتریان بالقوه می گیرد تا ظهر با ۲۰ مشتری تماس می گیرد تعداد تماس های این فروشنده در طول ماه عدد عجیب ۶۰۰خواهد شد. که اگر همان قانون ۱۰درصد در نظر گرفته شود این فروشنده ۶۰فروش موفق انجام داده است.در انتهای سال کدامیک در آمد بیشتری دارند آیا می توان گفت نفردوم خوش شانس بوده است و نفر اول بد اقبال.

    ۴-      در خانه کمیت وقت مهم است

    مقدار زمانی که صرف خانواده می کنید بسیار مهم است سعی کنید در خانه روزنامه نخوانید حتی الامکان کارهای اداری را در منزل انجام ندهید و تمام تلاش خود را مصروف خانواده کنید.

    ۵-      هر وقت که ممکن است از پول برای صرفه جویی در زمان استفاده کنید.

    از سال ۱۹۹۰ میلادی به بعد زمان در حکم پول است خیلی از کارها را می توانید به کسانی بسپارید که آنرا سریعتراز شما انجام دهند نگران نباشید اگر زمان خود را صرف مهمترین کارهای خود کرده باشید مطمئن باشید پول خود را هدر نداده اید.

     

    اگر می خواهید به موفقیت نزدیک شوید از منطقه امن خود خارج شوید.


    محمد علیمحمدی

    اشاره:

    اگر می خواهید به موفقیت نزدیک شوید از منطقه امن خود خارج شوید. در بعضی از باغ وحش های چین از روش جالبی برای مهار فیل های ۵ تنی استفاده می کنند. وقتی که فیل تازه به دنیا می آید پای آن را به یک تنه درخت می بندند بدین ترتیب بچه فیل فقط می تواند فاصله محدودی را حرکت کند
    اگر می خواهید به موفقیت نزدیک شوید از منطقه امن خود خارج شوید.در بعضی از باغ وحش های چین از روش جالبی برای مهار فیل های ۵ تنی استفاده می کنند. وقتی که فیل تازه به دنیا می آید پای آن را به یک تنه درخت می بندند بدین ترتیب بچه فیل فقط می تواند فاصله محدودی را حرکت کند و هر چه قدر سعی کند نمی تواند حریف طناب بسته شده به پای خود شود. بعد از مدتی که این بچه فیل بزرگ شد این باور در او محکم و استوار می شود که نمی تواند طناب را پاره کند.و از این به بعد این فیل ۵تنی با یک طناب ضعیف به تنه یک بامبو بسته می شود و چون فیل از کودکی باور دارد که نمی تواند طناب را پاره کند دیگر تلاشی نمی کند و فقط بوسیله آن طناب نازک و تنه ضعیف بامبو در فضای محدودی حرکت می کند.حالا بیایید مقایسه ای بکنیم ناحیه امن ما کجاست؟ آیا منطقه امن ما به اندازه طنابی نیست که به پای یک فیل ۵تنی بسته شده است؟آیا نمی توانیم این منطقه را رها کنیم و به آنچه استحقاقش را داریم برسیم .آیا می دانید طناب ما چیست؟ طناب ضعیف ما افکار و باورهایی هستند که از کودکی و نوجوانی در ما نهادینه شده اند. باورهایی که توسط معلم یا پدر و مادر ،دوستان و یا حتی رسانه ها در ما بوجود آمده اند. پسر تو چقد خنگی،تو نمی تونی این مسئله را حل کنی؟من ریاضیم از بچگی ضعیف بود ،هر چقدر تلاش می کنم جور در نمی آید. یا مثلا باورهایی که توسط بزرگترها به ما القا شده است مثلا خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.شاید برای خیلی از ما اتفاق افتاده باشد تنبلی و عدم تمرکز خود را فقط بخاطر اینکه بقیه هم مثل ما هستند توجیه می کنیم. مثلا نمره ۱۲خود را با ده نفری که زیر ۱۲گرفته اند مقایسه می کنیم یا عدم موفقیت خود را در فروشندگی به کسادی بازار ربط می دهیم در صورتی که ما باید در ذهن خود الگوهایی از افراد موفق ترسیم کنیم. در همین کسادی بازار خیلی ها دارند پول پارو می کنند شاید تعدادی ورشکست شوند اما از آن طرف تعدادی هم صاحب پول هایی فراوان می شوند.این را از خود بپرسید که فلانی وقتی ورشکست شد و خانه اش را فروخت چه کسی آن را خرید یا اگر فلان هم کلاسی نمره اش ضعیف است چه کسی نمره عالی گرفته است.

    و با این طرز فکر و برنامه ریزی و مدیریت زمان خوب و تقلید از الگوهای موفق ،خود را به موفقیت نزدیک کنید.

     

    موفق چه کسی است


    مهدی علی محمدی

    اشاره:

    برای اینکه بدانیم موفق چه شخصی است اول باید بدانیم موفقیت چیست؟
    موفقیت را میتوان از دو منظر بررسی کرد. اول از دیدگاه افراد و دوم از منظر علمی و آکادمیاز دیدگاه شخصی موفقیت برای هر فرد تعریف مخصوص به خود را دارد یعنی اینکه هر کسی برای خود معیارهای را تعریف کرده است و در صورت رسیدن به آن خود را موفق می داند.از دیدگاه علمی کسی را میتوان موفق نامید که در مسیر رشد و تعالی قرار بگیرد و تمام نیازهای فردی خود را تامین کند.ملاک موفقیت را می توان دو شرط و عامل تعریف کرد:۱-    فرد بعد از رسیدن به هدف احساس شادی و آرامش کند۲-    بعد از رسیدن به هدف احساس رضایت کند.الزاما فردی که دارای اتومبیل مدل بالا و خانه گرانقیمت و زندگی آنچنانی را نمی توان فرد موفقی دانست و شاید در مقابل بتوان یک کارگر را فردی موفق خواند اگر از شغل خود رضایت داشته باشد و در زندگی خود احساس آرامش و شادی کند را موفق نامید ولی فرد متمولی که در ظاهر موفق است ولی در واقع از خود احساس رضایتمندی در زندگی را ندارد و در زندگی شاد نخواهد بود در نتیجه آرامش نخواهد بود و در کل دارایی و پول معیار موفق بودن نیست بلکه داشتن دو شرط ذکر شده عامل و ملاک موفقیت است.

    برای رسیدن به اهداف بزرگ باید تا آنجا که می توان آنها را کوچک و اولویت بندی کرد مثلا برای یک راهپیمایی ۳۰ کیلومتری باید آن را به ایستگاههای کوتاه تر تبدیل کرد و پس از رسیدن به ایستگاه اول هدف را ایستگاه دوم قرار داد و بعد به همین ترتیب پس از رسیدن به یک ایستگاه هدف ایستگاه بعد باشد و در آخر رسیدن به ایستگاه آخر و هدف و غایت است و دست یافتنی خواهد بود.

    در زندگی اولین شرط برای موفقیت این است که مسئولیت پذیر باشیم. باید ۱۰۰% مسئولیت کارها را بر عهده بگیریم. باید قبول کرد که شرایط فعلی زندگی که در آن هستیم دستاورد عملکرد دیروز ما بوده و کسی جز ما در آن دخیل نبوده است و مسئولیت کامل آن متوجه خودمان است. با افکار و عملکرد امروز، فردا یعنی همان آینده را می سازیم.

    مسئولیت پذیری زاده خود آگاهی و خود آگاهی زاده انسان بودن است. واکنش ما به موقعیتهاست که شرایط زندگی را خوب یا بد میسازد.

    باید همه ابعاد را در نظر بگیریم. عواملی چون توانمندی شخصی، شرایطی محیطی، مذهب، شرایط اجتماعی و خرد در رسیدن به اهداف مهم هستند.

    خرد را میتوان یکی از مهمترین عوامل کمک موفقیت نامید با کمک خرد است که می توان با تصمیم گیری و انتخاب صحیح درست در شرایط و موقعیت ها شرایط ترقی و موفقیت را پدید آورد.

     

    راهکارهای موفقیت در ۳۰ روز(روز اول)


    محمد علیمحمدی

    اشاره:

    ابتدا باید تصمیم بگیرید،تکرار می کنم در آغاز کار باید تصمیم بگیرید که چه می خواهید و باور داشته باشید که استحقاق آنرا دارید.

     

    پایه و اساس موفقیت برای همه یکسان است به هر جا که بروید هندوستان،آمریکا ،لندن ،تورنتو و… اصول و مبانی موفقیت یکی است. اگر شما از یک ساختمان سقوط کنید فرقی نمی کند که در ایران سقوط کرده اید یا درفرانسه. در هر دو صورت به زمین خورده اید چون قانون جاذبه در همه جا یکسان کار می کند.

    اگر در این لحظه شما بیکار باشید و شغلی نداشته باشید فرقی نمی کند هدف شما چیست،آیا می خواهید فروشنده راه بالای شرکتتان شوید،در مدرسه نمرات بالا بگیرید،وزن خود را کم کنید،خانه رویایی خود را بخرید، ورزشکار حرفه ای شوید،میلیاردر یا صاحب شرکتی موفق شوید،همه اصول یکسان است و اگر شما آن رابیاموزید و از آنها پیروی کنید و هر روز هر کدام از آنها را با نظم به کار ببرید ،زندگی شما می تواند به یک شاهکار تبدیل شود.

    جیم ران:

    ” نمی توانید کسی را اجیر کنید تا کارهایی برایتان انجام دهد که شما را به جلو سوق دهد”

    طبق گفته جیم ران فیلسوف بزرگ تنها کسی که می تواند به شما کمک کند این خودتان هستید که باید اصول موفقیت را بکار ببرید ورزش کردن ،مراقبه ،مطالعه،یادگیری زبان خارجه ،تصویرسازی موفقیت ،تکرار جملات مثبت و… تمام این کارها را شخص خود شما باید انجام دهد.

    من سعی می کنم نقشه راه را برایتان ترسیم کنم ولی راننده خود شما هستید و تکرار کلید یادگیری واقعی است تکرار،تکرار،تکرار کارساز است.تکرار می کنم تکرار باعث می شود حرکات شما از بالای مغز به پائین منتقل و جز حرکات ناخود آگاه شما شود و در این صورت است که اصول موفقیت هم مانند دوچرخه سواری،تایپ و رانندگی شود یعنی بدون تفکر و خودکار انجام می دهید.

    روز اولی را که شروع به تایپ کردید را به یاد دارید برای زدن هر کلید فکر می کردید ولی حالا حتی به صفحه کلید نگاه نمی کنید چه برسد که برای زدن هر کلید تفکر هم بکنید.

    ممکن است بگویید من با بعضی از این اصول(موفقیت) آشنا هستم. اما از خودتان بپرسید که آیا الان آنها را بکار می برید ؟اگر نه، خود را متعهد کنید همین الان!

    Do it now!

    موفقیت نیاز به زمان ،تلاش،صبر و استقامت دارد اگر همه اصول و روشهای ارائه شده را بکار ببرید به اهداف خود خواهید رسید. اما همه اینها یک شبه اتفاق نمی افتد.

    ما سعی می کنیم طی …جلسه شما را با اصول موفقیت آشنا کنیم ولی باز هم می گویم فرمان دست شماست و دانستن صرف شما را به موفقیت نخواهد رساند.

     

    راهکارهای موفقیت در ۳۰ روز (روز دوم)

    مسئولیت زندگی را برعهده بگیریم


    محمد علیمحمدی

    اشاره:

    شما باید مسئولیت کامل زندگی خود را به عهده بگیرید شما نمی توانید جهت وزش باد را عوض کنید شما نمی توانید جلوی آفتاب سوزان را بگیرید اما می توانید خودتان را تغییر دهید.

    این حق شماست که یک زندگی عالی داشته باشید زندگی توام با شادی و موفقیت.

    داشتن کار مهیج،اوقات فراغت،روابط شاد با خانواده و دوستان،پول و…

    اگر می خواهید مالک و صاحب یک زندگی موفقیت آمیز باشید باید مسئولیت ۱۰۰درصد زندگی خود را به عهده بگیرید،گذشته ها را فراموش کنید.از گلایه دست بردارید و پدر و مادر و دوستان و…را به خاطر اینکه فکر می کنید در حق شما کم کاری کرده اند به دست فراموشی بسپارید و اگر اینکار را انجام دهید خواهید دید که چگونه شما خالق یک زندگی رویایی خواهید شد.

    در حقیقت ما عادت کرده ایم علت وقوع وقایع ناخوشایند که در زندگی ما رخ می دهد را به چیزی خارج از خودمان نسبت دهیم ،ما کلا والدین ،رئیس ، دوستان،رسانه ها ،همکاران ،اقتصاد،دولت و …را مقصر می دانیم و هیچ وقت نمی خواهیم ببینیم که مشکل واقعی خودمان هستیم.

    باید غرور و بهانه هایتان را کنار بگذارید،باید خود را در موقعیتی قرار دهید که همیشه قدرت تغییر دادن آن را داشته باشید . این فرمول را حفظ کنید :

    نتیجه = واکنش + رویداد

    اصل قضیه این است هر نتیجه ای در زندگی به دست می آورید . همه حاصل این است که چگونه دو برابر رویداد یا حادثه قبلی زندگی خود واکنش نشان داده باشید.

    حتما در زندگی خود کسانی را دیده اید که پشت سرهم بد بیاری می آورند، خانه را دزد می برد یک ماه بعد تصادف می کند و پایش می شکند هنوز پا در گچ دارد که مغازه اش آتش می گیرد بعد از آن مادرش فوت میکند و …

    اینها فقط حاصل تفکر و طرز برخورد او با رویداد قبلی می باشد.

    این افراد نمی دانند با کمی تغییر در واکنش می توان رویدادها را تغییر داد تا بالاخره نتیجه دلخواه حاصل شود.متاسفانه ما آن قدر به رفتارهایمان عادت کرده ایم که هرگز آنها را تغییر نمی دهیم.تنها راه گرفتن نتایج مطلوب کنترل افکار،تصورات و رویاهایمان است.

    پس بیایید نوع نگرش و طرز تفکر خود را کمی تغییر دهیم تا نتایج شگفت انگیز آنرا در زندگیمان ببینیم.

    راهکارهای موفقیت در ۳۰ روز(روز سوم)


    محمد علیمحمدی

    اشاره:

    هر آنچه شما امروز تجربه اش می کنید حاصل انتخاب شما در گذشته است.
    هر آنچه شما امروز تجربه اش می کنید حاصل انتخاب شما در گذشته است.رویداد : شما ۵۰۰۰۰۰ تومان برنده می شوید.واکنش : یک شبه آنرا با رفقا خرج می کنید.نتیجه : دیگر پولی ندارید که با آن سرمایه گذاری کنید.رویداد : شما ۵۰۰۰۰۰ تومان برنده می شوید.واکنش : آنرا با تحقیق و پرسجو در بورس سرمایه گذاری می کنید.نتیجه : ارزش پول شما بالاتر می رود.

    تجربه ای که شما در زندگی کسب می کنید نتیجه این سه عامل است:

    ۱. افکاری که به ذهنتان خطور می کند

    ۲.تصوراتی که تجسم می کنید

    ۳.اعمالی که به آن اقدام می کنید.

    اگر شما از آنچه که بوجود می آورید یا تجربه می کنید خوشحال و خرسند نیستید باید واکنش خود را تغییر دهید یعنی:

    ۱.افکار منفی را به افکار مثبت تبدیل کنید.

    ۲.تصورات و رویای روزانه خود را تغییر دهید.

    ۳.اعمالی که موجب عادات شما شده اند را تغییر دهید.(تغییر عادت)

    در اینجا این نکته را مهم میدانم که برای تغییر در موارد بالا باید:

    ۱.باید مطالب مورد مطالعه خود را تغییر دهید تا طرز فکرتان عوض شود.

    ۲.دوستان بهتر و جدیدی انتخاب کنید.

    ۳.نحوه صحبت کردن خود را تغییر دهید.

    در پایان متذکر می شوم اگر به انجام کاری که همیشه می کردید ادامه دهید همان را به دست می آورید که قبلا به دست می آورید.”گندم از گندم بروید،جو ز جو”

     

    راهکارهای موفقیت در ۳۰ روز(روز چهارم)


    محمد علیمحمدی

    اشاره:

    اخطارهای زرد را جدی بگیرید تا با کارت قرمز اخراج نشوید.ما همیشه در حال گرفتن اخطارهای زرد رنگ هستیم با هم چندین مورد آن را بررسی می کنیم.
    اخطارهای زرد را جدی بگیرید تا با کارت قرمز اخراج نشوید.ما همیشه در حال گرفتن اخطارهای زرد رنگ هستیم با هم چندین مورد آن را بررسی می کنیم.۱.هشدارهای زرد بیرونی:مدتی است که حتما باید قرض کنید تا چکتان را پاس کنید، دو ماه بعد دومین چکتان برگشت خورد اگر توجه نکنید شش ماه بعد ۱۰میلیون کم می آورید و باید…۲.هشدارهای زرد درونی:وجود احساسی در معده تان دارید سه ماه بعد سوزشی در وسط شکمتان احساس می کنید یکسال بعد با مراجعه به پزشک متوجه می شوید غده ایی به اندازه پرتقال در شکمتان دارید.این علائم هشدار دهنده به شما زحمت می دهد تا واکنش خود را تغییر دهید هر چند بسیاری از مردم آنها را نادیده می گیرند چون راحت ترو بی زحمت تراست و باعث می شود در آرامش باشید و مجبور نباشید خطر کنید.ولی لازم به ذکر است مردم موفق به درستی با حقایق روبرو می شوند آنها کارهایی که راحت نیست انجام می دهند.

    وقتی به علائم و حوادثی که در حال رخ دادن است سریع و قاطعانه واکنش نشان می دهید آن وقت شاهد نتایج بهتر هستید.

    زندگی همیشه در مورد تاثیرات رفتارتان به شما هشدار می دهد فقط کافیست کمی توجه کنید،اگر وزن شما بالاست ،اگر فروش شما خوب نیست اگر در دانشگاه نمرات خوب نمی گیرید ،اگر با همسر خود رابطه خوبی ندارید ،اگر منزل شما در هم بر هم است اینها همه بازخورد است که می گوید یک چیز اشتباه است.

    از خودتان بپرسید کدامیک از کارهایمان را باید متوقف کنیم؟چه کاری را باید بیشتر انجام دهم،باید بیشتر مطالعه کنم.بیشتر آب بنوشم ،از دیگران کمک بخواهم ،بیشتر بازاریابی می کنم و …

    یک فرمول ساده ولی قدرتمند است که می گوید هر کاری که نتیجه بخش است بیشتر انجام بده و هر کاری که اینطور نیست کمتر.

     

    راهکارهای موفقیت در ۳۰ روز (روز پنجم)


    محمد علیمحمدی

    اشاره:

    راه موفقیت ۵ ابتدا در مورد هدف اصلی و مشخص زندگیتان تصمیم بگیرید و بعد همه فعالیت های خود را حول محور آن سازماندهی کنید وقتی واقعا هدف داشته باشید

     

    راه موفقیت ۵

    ابتدا در مورد هدف اصلی و مشخص زندگیتان تصمیم بگیرید و بعد همه فعالیت های خود را حول محور آن سازماندهی کنید وقتی واقعا هدف داشته باشید مردم ،منابع و فرصت های مورد نیاز به طور طبیعی به طرف شما جذب می شوند و شما را در جهت رسیدن به هدفتان یاری می کنند.

    شما با  یک سیستم هدایت درونی متولد شده اید که از روی میزان شادی و رضایتی که احساس می کنید به شما می گوید هدف دارید یا نه.

    اگر شما در درونتان شادی زاید الوصفی را تجربه می کنید این نشان می دهد که شما در راستای هدفتان قرار دارید.شما می توانید از این سیستم استفاده کنید و فهرستی از مواقعی که بیشترین شادی و سرزندگی را حس کرده اید تهیه کنید و برای خودتان هدف تعیین کنید.

    وقتی هدف زندگی خود را مشخص و آن را مکتوب کردید هر روز صبح آن رابخوانید.

    روش دیگر تعیین هدف مراقبه است.۳۰دقیقه را به استراحت در سکوت به سر ببرید و در آرامش کامل از خودتان بپرسید : هدفم از زندگی چیست؟

    اگر برای خودتان هدف تعیین نکنید مطمئن باشید دیگران برای شما هدف گذاری خواهند کرد و شما را در راستای خواسته خود به حرکت در خواهند آورد.

    مثلا در رشته پزشکی درس می خوانید چون پدرتان می خواهد.ازدواج می کنید تا مادرتان خوشحال شود ،بجای شغل مورد دلخواهمان باید کارمند شویم…

    اگر می خواهید مجددا قدرت خود را بدست بیاورید و به آنچه در زندگی می خواهید دست یابید دیگر نگویید “نمی دانم،اهمیت نمی دهم،برایم مهم نیست” یا جمله مورد علاقه بزرگسالان “هر چه قسمت باشد” “تا خدا چه بخواهد”

    اینها جملاتی است که فرد در زمان سردرگمی و بی هدفی می گوید.

    یکی از ساده ترین راه ها برای مشخص کردن اینکه واقعا چه می خواهیم تهیه فهرستی از چهل کاری که می خواهید انجام دهید یا چهل چیزی که می خواهید داشته باشید است.

    از دوستتان و یا همسرتان بخواهید شما را در نوشتن این لیست یاری دهد برای نوشتن زندگی موفق و متعادل لازم است هدف شما در زمینه های زیر کامل باشد: کار و حرفه ،امور مالی،وقت آزاد و تفریح،سلامت  و تناسب اندام ،روابط ،اهداف شخصی و هدفهای معنوی…

    اگر دقیقا بدانید که به کجا می خواهید بروید لازم نیست به چگونه رسیدن آن فکر کنید زیرا اگر به طور واضح بدانید به کجا می روید چگونگی خودش مشخص میشود.

    لازم بذکر است مواظب دزدان رویاهای خود باشید کسانی که می خواهند شما را هم سطح خودشان بکنند آنها به شما می گویند: دیوانه هستی ،اینکار امکان پذیر نیست ،بچسب به کارت ،یک لقمه بخور و نمیر داری از دستش نده و به شما می خندند.

    در آخر موفقیت علم است و عمل . موفقیت فکر است و کار کردن بر روی آن.

     

    راهکارهای موفقیت در ۳۰ روز (روز ششم)


    محمد علیمحمدی

    اشاره:

    راه موفقیت ۶ برای هدف گذاری می توانید این کار را انجام دهید. در محیطی آرام بنشینید از یک موسیقی آرام بخش استفاده کنید چشمانتان را ببندید و از ذهن نیمه هوشیارتان بخواهید که تصاویری از زندگی آرمانی مورد علاقه تان به شما بدهد.
    راه موفقیت ۶برای هدف گذاری می توانید این کار را انجام دهید. در محیطی آرام بنشینید از یک موسیقی آرام بخش استفاده کنید چشمانتان را ببندید و از ذهن نیمه هوشیارتان بخواهید که تصاویری از زندگی آرمانی مورد علاقه تان به شما بدهد.۱.ابتدا سعی کنید در زمینه مالی متمرکز شوید.ارزش درآمد خالص شما چقدر است؟پول نقد شما چقدر است؟خانه شما چه شکلی است؟در کجا قرار دارد؟مساحت آن چقدر است؟استخر دارد؟دکوراسیون داخل آن چگونه است؟رنگ دیوارها؟سعی کنید در خانه رویایی خود قدم بزنید به همه جزئیات را بخاطر بسپارید و اصلا نگران چگونه بدست آوردن آن نباشید.اگر شما در ذهن خود بتوانید خانه رویایی خود را ببیند ذهن شما شکل بی پولی را خودش حل می کند.

    بعد نوع اتومبیلی که سوار می شوید و هر دارایی دیگری که دوست دارید داشته باشید.

    ۲.بعد درباره شغل دلخواهتان فکر کنید.با چه کسی همکار هستید ؟ مشتریانتان چه افرادی هستند؟آیا صاحب کار هستید یا حقوق بگیر؟

    ۳.روی وقت آزاد و زمان تفریح متمرکز شوید.در زمان اوقات فراغت چه می کنید؟به کجا می روید؟ به دنبال چه سرگرمی هایی هستید؟

    ۴.تصویر آرمانی از وضع بدن و سلامت جسمانی تان بوجود آورید.

    ۵.روی روابط خود متمرکز شوید.کیفیت روابط با خانواده تان را بررسی کنید.رابطه شما با دوستانتان چگونه است؟

    ۶.در مورد کارهایی که بسیار دوست دارید انجام دهید فکر کنید .مثلا دوست دارید کلاس موسیقی بروید؟یا دوست دارید در یک کلاس ورزش رزمی ثبت نام کنید؟دوست دارید به کشوری دیگر سفر کنید؟

    همین طور که ادامه می دهید پاسخ های خود را بنویسید .وقتی همه موارد را کاملا مکتوب کردید هر روز این رویای مکتوب را مرور کنید. این کار باعث می شود ذهن هوشیار و نیمه هوشیار شما روی رویاهایتان متمرکز نگه داشته شود.

    در پایان آنرا با دوستان مثبت اندیش خود درمیان بگذارید زیرا بعضی از مردم می خواهند در عمل کردن آن به شما کمک کنند.

    موفقیت علم است و عمل.موفقیت فکر است و کار کردن بر روی آن.

     

    نقش آموزش در موفقیت


    مهدی علی محمدی

    اشاره:

    هر کس نفس خود را بشناسد و می تواند خدا را بشناسد. آیا همه موفقان دنیا و موفقانی را که می شناسید از ابتدا موفق بودند؟ پس چگونه توانسته اند موفق شوند. هیچ فرد موفقی را نمیتوان پیدا کرد که با خواندن چند ده کتاب و مقاله مربوط به موفقیت، موفق شده باشد. پس به نظر شما آیا موفقیت امری است ذاتی یا اکتسابی؟
    موفقیت در واقع امروزه بصورت یک علم درآمده که خود شاخه های مختلفی دارد و در دانشگاههای معتبر دنیا تدریس می شود و دارای روش و متد خاصی است.موفقیت امری است اکتسابی. همه شما میتوانید با آموزش صحیح و علمی به آن دست پیدا کنید. تعداد نوابغ در دنیا نسبت به افراد عادی خیلی کم است ولی هر کس در یک زمینه مورد علاقه خود اگر مورد آموزش قرار بگیرد موفق و نابغه خواهد شد.بطور مثال اگر شخصی برای آموزش تایپ کردن برای دو ماه روزانه ۲ ساعت تمرین کند و مورد آموزش قرار بگیرد و بعد از ۱۲۰ ساعت آموزش آیا در حد یک استاد نخواهد بود.شما اگر برای هر علم و یا فن نسبت به آن زمان برای آموزش بگذارید مطمئن باشید در آن زمینه موفق خواهید بود.برای رسیدن به موفقیت باید با توانمندیهای خود آشنا شوید اگر بدانید که انسان چه موجود نیرومندی است و قادر به انجام چه کارهایی است دیگر هیچ مسئله ای برای شما بزرگ و بحرانی نخواهد شد.شما باید یاد بگیرید که چگونه از توانمندیهای خودتان استفاده کنید تا بتوانید در زندگی از آن استفاده کنید این شما هستید که نا خدای کشتی زندگیتان هستید. طوفانها همیشه در طول زندگی همه ظاهر نخواهند شد و خود به خود نابود نمی شوند این تخصص و علم شماست که بتوانید با تغییر جهت بادبانتان، کشتی زندگی را از تلاطم طوفان نجات دهید.قابل ذکر است که هیچ فردی با آموزش دچار تغییر رفتار نخواهد شد و برای تغییر دو شرط لازم است. اول آنکه بخواهید تغییر کنید و دوم و مهمتر اینکه عمل کنید. عمل کلید موفقیت است. مطمئن باشید با آموزش تئوری کسی موفق نیست. شخصی موفق خواهد بود که به دانش و علمش عمل کند.

    البته در نظر داشته باشید در انجام هر عمل کردنی، شکست وجود خواهد داشت و تا شما عمل نکنید به اشتباهات خود پی نخواهید برد و پله موفقیت شما در این است که از اشتباهات خود درس بگیرید و از آن برای پیروزی استفاده کنید.

     

    راز موفقیت


    مهدی علی محمدی

    اشاره:

    شاید تا بحال بارها واژه موفقیت به گوش شما رسیده باشد. آیا تعریف درستی از موفقیت دارید؟ موفقیت یعنی چه؟ موفق چه کسی است؟ چگونه باید موفق شد و اصلا به چه کسی موفق میگویند؟
    آیا باید دیگران بگویند که شما موفق هستید یا خودتان تشخیص دهید که فرد موفقی هستید؟ معیار تشخیص چیست؟
    موفقیت یعنی اینکه شخص در خود احساس خوشبختی کند، احساسی پایدار و ماندگار از روند کلی زندگی رضایت داشته باشد که این هیچ رابطه ای با مقدار ثروت ندارد. احساسی که زودگذر و هیجانی نباشد و یک شبه این احساس از بین نرود  و این احساس یعنی موفقیت ارتباط مستقیم با تیپ شخصیتی دارد.افرادی هستند که میتوان از نظر علم روانشناختی آنها را از پیش بازنده دانست و افرادی را می توان مستعد موفقیت دانست.افرادی که دارای شخصیت ترسو، مضطرب، جوگیر یا شرایط پذیر از آن دسته افرادی هستند که می توان آنها را از پیش بازنده دانست چرا که شخصی که ترسو باشد هیچگاه نمیتواند در امر کسب و کار موفق شود چرا که لازمه پیشرفت در کسب و کار ریسک است و این فرد چون دارای شخصیت ترسویی است از ریسک کردن می هراسد یا همیشه در جا می زند و یا بر عکس با ترس خود دچار ضرر بزرگ خواهد شد.ولی از نظر علم روز هیچ امری غیر ممکن نیست که طبق تحقیقات ۹۵% از افراد روی کره زمین می توانند در یک زمینه نابغه شوند و آنهم به دو شرط برنامه ریزی و مورد آموزش قرار بگیرند.افراد مستعد منتظر یک جرقه اند. به عبارتی می توان گفت افراد موفق منتظر یک جرقه برای یک پیشرفت و تغییر هستند و با آشنا شدن با حقایق خود را تغییر بدهند و در مسیر موفقیت قرار دهند.افراد موفق را می توان اسطوره شکست نیز خواند آنهم شکستی های دردناک. به عبارتی شما نمی توانید فرد موفقی را پیدا کنید که تا بحال در زندگی شکست نخورده یا خیلی کم شکست خورده باشند. شکست پل پیروزی است و بعد از هر شکست است که راه پیروزی و موفقیت را پیدا خواهند کرد.موفقیت امری تدریجی است و یک شبه محقق نخواهد شد، موفقیت باید ریشه دار باشد. و اگر هم بصورت استثنا محقق شود بسرعت نابود خواهد شد. بطور مثال می توان به افرادی اشاره کرد که یک شبه صاحب ثروتی زیاد شده اند و چون ظرفیت پذیرش آن را نداشته اند و برای آن برنامه ریزی نداشته اند آن را به سرعت از دست داده اند و در مواردی علاوه بر آن دچار بدهی سنگینی شده اند که بطور مثال به دو نمونه نقل شده از سایت MSN اشاره می کنم.

    اول آدامز که در قرعه کشی نیوجرسی نه یکبار بلکه دوبار برنده شد مبلغی حدود ۵.۴ میلیون دلار(۱۹۸۵و۱۹۸۶) می گوید: «برنده شدن در قرعه کشی همیشه آنطور که باید نیست» امروزه همه پولهای او تمام شده و در یک تریلر زندگی می کند.

    دوم ویلام پست، در قرعه کشی پنسیلوانیا در سال ۱۹۸۸ مبلغ ۲.۱۶ میلیون دلار برنده شد و حالا با کمک تامین اجتماعی زندگی می کند. پست می گوید«آرزو می کردم هرگز چنین اتفاقی نمی افتاد، واقعا یک کابوس بود» و در مدتی نیز حدود یک میلیون دلار بدهکار شد. و حالا با حقوق تامین اجتماعی آرام و ساکت در میان باقیمانده غذای مردم زندگی می کند.

    موفقیتی که طی سالیان بصورت تدریجی همراه با شکست و تجربه بدست آمده مانند آب پشت سد که با بارش باران در طول سال و ذوب شدن یخ کوهها پر شده و ماندگار و تحت کنترل خواهد بود. و موفقیت یک شبه مانند سیلاب ویرانگر و مخرب خواهد بود. پس بدنبال موفقیت یک شبه نباشید، موفقیت با برنامه ریزی، آموزش و پشتکار محقق می شود و در غیر اینصورت جز اتلاف وقت و انرژی و سرمایه و از هم مهمتر آلام روحی چیزی برای شما به ارمغان نخواهد آورد.

    دانشگاه هاروارد از ۹۰ مدیر موفق تحقیقی به عمل آورد که دستاورد آن چهار نتیجه مهم بود. آنها دریافتند که عده ای از مدیران خود را موفق می دانند و احساس خوشایندی دارند و عده ای احساس عدم موفقیت دارند.

    برای رسیدن به احساس موفقیت داشتن این چهار رکن لازم است.

    ۱-  احساس لذت:

    همه ما انسانها در زندگی خود تکالیفی را بر عهده داریم. و اگر بخواهیم که فقط بفکر انجام آنها باشیم از تکالیف و زندگی لذت نخواهیم برد. انجام تکالیف باید همراه با لذت باشد. همانگونه که ما انسانها نیاز به غذا داریم برای روحمان نیاز به لذت و تفریح داریم. هر فردی در زندگی غم و غصه دارد قهرمان واقعی کسی است که در اوج غصه ها شاد و خندان باشد. این ما هستیم که با احساس خود را بدبخت یا خوشبخت بدانیم . هر طور که فکر کنیم همانگونه خواهیم شد. تفریح اگر در زندگی نباشد احساس نا خوشایند عدم رضایت به ما دست خواهد داد. اگر برای رسیدن به خواسته دچار رنج نشویم از خواسته لذت نخواهیم برد. دو نفر را فرض کنید که یک لیوان آب را می نوشند یکی سیراب است و دیگری تشنه به نظر شما کدامیک از نوشیدن آب لذت خواهند برد؟ لذت باید پویا باشد و متنوع.

    ۲-پیشرفت:

    اگر شما در زندگی خود در جا بزنید و هیچ پیشرفتی نکنید احساس عدم رضایت از زندگی خواهید کرد و در نهایت احساس عدم موفقیت .

    ۳- شان:

    در روند زندگی و کار آن فرایند به شما باید شان و رتبه دهد یعنی مورد احترام قرار بگیرید و در کار خود احساس کنید که دارای رتبه هستید و پیشرفته کرده اید.

    ۴- میراث گذار باشد:

    یعنی چون انسان موجودی است اجتماعی، اگر برای خانواده و یا جامعه خود که مثمر ثمر بوده و از نتیجه زندگی او دیگران منتفع شده اند احساس رضایتمندی خواهد کرد. احساس جمعی سلامت می آورد.

    این حس ارزش است که احساس موفقیت را در انسان زنده نگه می دارد. برای موفقیت باید حرکت کرد. حرکتی با برنامه، آهسته، مداوم و تدریجی. با حرکت و فعالیت به حس موفقیت نزدیک تر خواهد شد. دلیل زنده بودن آب و زندگی بخشی آن حرکت است، اگر آب راکد و بدون جریان باشد می گندد.

    عمل گرا باشید و فقط در حد ایده و فکر باقی نمانید. و در حرکت به نتیجه وابسته نباشید در ضمن حرکت خود نتیجه محقق خواهد شد. اگر به نتیجه وابسته باشید در صورت عدم تحقق دچار سرخوردگی خواهید شد.

    لذت و تفریح را فراموش نکنید. لذت باید متنوع، پویا و درجریان باشد مثل آب.

    و در پایان قوی آنست که نه منتظر این است که دیگران موفقش کنند و نه دیگران می توانند مانع موفقیتش شوند.